جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

1550

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

هنگامى كه عبدالمطلّب هاشمى جدّ على ( ع ) ، و حرب بن اميّه جد معاويه براى داورى نزد « نفيل بن عدى » رفتند ، نفيل به نفع عبدالمطلب داورى كرد و به او احترام نمود . سپس به حرب جمله‌اى گفت كه واقعيت بنىهاشم و بنىاميه را در عصر جاهليت به روشنى بيان مىكند . او گفت : « پدر تو زناكار است و پدر او پاكدامنى است كه فيل سواران را از كعبه بيرون راند . » نفيل به داستان عبدالمطلب اشاره مىكرد كه ابرهه را كه با لشكريان فيل سوارش به خانه خدا حمله كرده بودند ، راند . از سوى ديگر اميّه ، پدر حرب و سرسلسله بنىاميّه را به زناكارى توصيف مىكند . تعرض اميّه به زنان نشان مىدهد كه حيله‌گرى و دلال‌بازى در وجود او نهفته بود . از جمله نقل مىكنند كه او يك بار به طور ناشايستى متعرض يكى از زنان « بنى زهره » شد ، كه مردان بنى زهره با شمشير به او حمله كردند ، ولى شمشيرشان به خطا رفت . داستانهاى عجيب ديگرى نيز دراين‌باره از او نقل شده است . هنگامى كه پيامبر هاشمى ( ص ) دعوت اسلام را اعلام كرد ، ابوسفيان فرزند حرب اموى رهبر دشمنان و زمامدار قريش ، عليه وى به پا خاست . او سركرده توطئه‌ها و « قهرمان » شيوه‌هاى شكنجه عليه ياران دعوت تازه بود ! اگر مخالفت ابوسفيان با محمد ( ص ) براساس اعتقادات دينى و يا دفاع از رسوم اخلاقى و معنوى مشخصى استوار بود ، براى كارهاى خود توجيهى داشت . زيرا ايمان و اعتقاد راستين هر معتقدى - هرچند كه عقيده‌اش بىارزش باشد و سنن اخلاقى و خصلتهاى